السيد محمد حسين الطهراني

174

امام شناسى (فارسى)

فرمود : فاطمه ، خانم و سيّدهء زنان بهشت است ؟ گفتند : آرى ما از پيغمبر شنيديم . فاطمه گفت : آيا سيّدهء زنان بهشت ادّعاى باطل مىكند و چيزى كه مال او نيست و مال مردم است مىخواهد بگيرد ؟ اگر چهار نفر بر عليه من گواهى به عمل زشتى دهند يا دو مرد شهادت به دزدى دهند آيا شما تصديق آنها را مىنمائيد ؟ ابو بكر ساكت شد ليكن عمر پاسخ داد : بلى تصديق مىكنيم و حدّ بر تو جارى مىنمائيم . فاطمه گفت : دروغ گفتى و لئامت باطن خود را بروز دادى ، مگر آنكه اقرار كنى كه تو بر دين محمّد نيستى . آن كسى كه جايز بداند بر سيّدهء زنان اهل بهشت طبق گفتار پيغمبرش حدّ جارى كند ملعون و كافر و از رحمت خدا دور است ، و كافر است بر دين پيغمبرش محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلّم انّ من اذهب اللّه عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيرا لا تجوز عليهم شهادة لانّهم معصومون من كلّ سوء مطهّرون من كلّ فاحشة . « آن كسانى كه خداوند رجس و پليدى را از آنها برده و از هر عيب مصون و مبرّى داشته است جايز نيست گواهى گواهان را بر عليه آنها پذيرفت چون آنها معصوم و پاكيزه‌اند از هر زشتى و مبرّى و مصون‌اند از هر عمل قبيح » . اى عمر به من بگو اگر جماعتى گواهى به شرك يا كفر يا عمل قبيحى دهند دربارهء اين افرادى كه خدا آنها را در اين آيه تطهير مخاطب قرار داده و آنها را اهل بيت شمرده است يا دربارهء يكى از آنها چنين گواهى دهد ، آيا مسلمانان مىتوانند از آنها تبرّى جويند و حدّ شرك و كفر يا حدّ آن عمل قبيح را بر آنان جارى كنند ؟ عمر گفت : بلى ، اهل بيت كه مورد اين آيه هستند با ساير مردم در اين جهت مساوى هستند . فاطمه گفت : دروغ گفتى ، ما هم و سائر النّاس سواء لانّ اللّه عصمهم و انزل عصمتهم و تطهيرهم ، و اذهب عنهم الرّجس ، فمن صدّق عليهم فانّما يكذّب اللّه و رسوله . « ايشان با ساير افراد مردم يكسان نيستند چون خداوند آنها را معصوم از گناه و از هر عمل زشتى قرار داده و عصمت آنان را در قرآن مجيد بيان فرموده و مردم را هشدار داده كه آنها پاك و پاكيزه‌اند و از هر آلودگى و زشتى مبرّا و مصون ، پس هر كس بر عليه آنان سخنى را تصديق كند خدا و رسولش را تكذيب نموده است . چون مطلب به اينجا رسيد و احتجاج قوى و مستدلّ فاطمه راه جواب را بر آنان بست ، ابو بكر به عمر